- پشتیبانی 24 ساعته
- پرداخت آنلاین امن
عروسک بافتنی بع ناز – گوسفند باوقار
ویژگی ها
| جنس | کاموا درجه یک ضد حساسیت |
|---|---|
| اندازه | 12 سانتی متر |
| مواد پر کننده | الیاف نرم و ضد حساسیت |
| جزئیات | دست بافت با عشق |
| قابلیت شست و شو | دارد, شست و شو با دست |
| ویژگی ها | مناسب بازی, مناسب دکور, مناسب هدیه |
| زمان آماده سازی در صورت پیش خرید | 3 تا 5 روز |
فروشنده
- راگو بافت
- گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
- ارسال توسط راگو بافت از 1 روز کاری دیگر
- قیمت فروشنده :
259.000 تومان
- قیمت بهتری سراغ دارید؟
- فرآیند قیمتگذاری و نظارت بر قیمت
امکان تحویل اکسپرس
24 ساعته، 7 روز هفته
امکان پرداخت در محل
هفت روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
بع ناز، گوسفند باوقار
در میان دشتهای سرسبز و مخملی، جایی که نسیم عطر شبدرهای وحشی را با خود میآورد، گلهای از گوسفندان زندگی میکردند. در این گله، همهمه و بعبع بیوقفه بود؛ گوسفندان برای یافتن آبدارترین علفها تقلا میکردند و با هر صدای کوچکی رم میکردند. اما در میان این هیاهو، یک گوسفند با همه فرق داشت. نام او «بع ناز» بود.
بع ناز گوسفندی باوقار بود. پشمهایش نه تنها از بقیه سفیدتر و پفدارتر بود، بلکه همیشه به نظر میرسید که باد آنها را با وسواسی هنرمندانه شانه کرده است. راه رفتنش آرام و متین بود؛ گویی روی فرشی از ابریشم راه میرود. برخلاف دیگران که با ولع علفها را میکندند، بع ناز گلهای کوچک شبدر را با لبهایش به نرمی میچید و با آرامش میجوید.
دیگر گوسفندان گاهی او را مسخره میکردند. میگفتند: «بع ناز فکر میکند شهبانوی دشت است!» اما بع ناز به این حرفها اهمیتی نمیداد. او به آسمان آبی خیره میشد، به پرواز پروانهها نگاه میکرد و از سکوت لذت میبرد. «بع» گفتن او نیز متفاوت بود؛ یک آوای کوتاه و آهنگین که بیشتر شبیه به یک سلام مودبانه بود تا یک فریاد.
یک بعد از ظهر، آسمان ناگهان تیره شد. ابرهای سیاه و سنگین در هم پیچیدند و اولین قطرات درشت باران بر زمین چکید. طولی نکشید که رعد و برقی هولناک دشت را لرزاند و سیلی از باران فرو ریخت. گله سراسیمه شد. گوسفندان با وحشت بعبع میکردند و به هر سو میدویدند. در این هرج و مرج، برهی کوچکی به نام «پشمک» که از مادرش جدا افتاده بود، از ترس در میان بوتههای خار گیر کرد. او از درد و وحشت، گریه می کرد، اما صدای ضعیفش در غرش طوفان گم میشد.
همه در حال فرار بودند، به جز بع ناز
او در زیر سایهبان یک صخره ایستاده بود و با چشمان آرامش، آشفتگی گله را تماشا میکرد. ناگهان صدای نالهی ضعیف پشمک را شنید. در حالی که دیگران فقط به فکر نجات خود بودند، وقار بع ناز به شجاعت تبدیل شد. او با قدمهای استوار و آرامش ذاتیاش از پناهگاه خود بیرون آمد. باران سیلآسا پشمهای زیبایش را خیس و سنگین کرده بود، اما او مصمم به سمت بوتههای خار حرکت کرد. وقتی به پشمک رسید، به جای وحشت، با همان آوای آهنگین و آرامشبخش همیشگیاش، یک «بع» کوتاه گفت.
پشمک با شنیدن این صدای آرام، برای لحظهای از گریه دست کشید و به چشمان مهربان بع ناز نگاه کرد. بع ناز به آرامی سرش را به بوتهها فشار داد و شاخههای خاردار را کمی کنار زد تا راهی برای خروج بره باز شود. سپس با بدن خود سپری ساخت تا پشمک بتواند بدون خراشیده شدن، خود را بیرون بکشد. او برهی لرزان را تا کنار مادرش که بیتابی میکرد، همراهی کرد.
وقتی طوفان به پایان رسید و خورشید دوباره از پشت ابرها بیرون آمد، گلهای که آرام گرفته بود، بع ناز را دید که در سکوت ایستاده بود. پشمهای خیس و گلیاش دیگر آن درخشش همیشگی را نداشت، اما در چشمان دیگر گوسفندان، او هرگز اینقدر باوقار و باشکوه به نظر نرسیده بود.
از آن روز به بعد، دیگر کسی بع ناز را مسخره نکرد. آنها فهمیده بودند که وقار او، غرور و تکبر نبود؛ بلکه قدرتی درونی بود که در لحظات سخت، به شجاعت و مهربانی تبدیل میشد. بع ناز همچنان گوسفند آرام و ساکت گله باقی ماند، اما حالا همه میدانستند که در زیر آن ظاهر آرام، قلبی به استواری یک صخره و به گرمی آفتاب پنهان است.
نمره 0 از 5
0 بررسی
نمره 5 از 5
0
نمره 4 از 5
0
نمره 3 از 5
0
نمره 2 از 5
0
نمره 1 از 5
0
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عروسک بافتنی بع ناز – گوسفند باوقار” لغو پاسخ
محصولات مشابه

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.