عروسک
348.000 تومان
انتخاب گزینهها
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
| جنس | کاموا درجه یک ضد حساسیت |
|---|---|
| اندازه | 10 سانتی متر |
| مواد پر کننده | الیاف نرم و ضد حساسیت |
| جزئیات | دست بافت با عشق |
| قابلیت شست و شو | دارد, شست و شو با آب سرد |
| ویژگی ها | مناسب آویز, مناسب بازی, مناسب دکور, مناسب سر کلیدی, مناسب هدیه |
| زمان آماده سازی در صورت پیش خرید | 3 تا 5 روز |
182.000 تومان
فقط 1 عدد در انبار موجود است
امکان تحویل اکسپرس
24 ساعته، 7 روز هفته
امکان پرداخت در محل
هفت روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
قلب بنفش در کالبد کاموایی آویز عروسکی کرومی کوچولو
همهچیز از یک سبد حصیری قدیمی و دو کلاف کاموا شروع شد. در دنیای عروسکها، معمولاً همه میخواهند شاهزاده خانم باشند یا خرسهای مهربان بغلی. اما “این” عروسک فرق داشت. وقتی قلاب بافتنی با سرعت حرکت میکرد و رج به رج بدنش را شکل میداد، او نمیخواست فقط ناز باشد. او میخواست کرومی باشد!
تولد یک شورشی نرم
وقتی آخرین گره زده شد و آن جمجمهی صورتی معروف روی کلاهش دوخته شد، کرومی بافتنی چشمانش را باز کرد. او کوچک بود؛ آنقدر کوچک که در مشت جا میشد و یک زنجیر فلزی براق بالای سرش داشت تا بتواند همهجا آویزان شود.
به جای پلاستیک سفت و سرد، او از کاموای نرم و لطیف ساخته شده بود. با خودش فکر کرد: هوم… شاید ظاهرم نرم باشه، ولی روحم هنوز رئیس دارودستهی موتورسوارا است!
انتظار در قفسه
کرومی آویز، روی قفسه فروشگاه، بین یک جوجه زرد و یک توتفرنگی خندان آویزان شد.
جوجه گفت: «وای تو چقدر بامزهای!»
کرومی سعی کرد اخم کند که با آن صورت بافتنی، بیشتر شبیه یک لبخند کج شد و گفت: «من بامزه نیستم! من خفنم! من خطرناکم!»
اما مشتریها نظر دیگری داشتند. هر کس رد میشد، دست میکشید روی بافت برجسته و نرمش و میگفت: «اینو ببین! چه کرومی تپلی و بانمکی!»
تا اینکه یک روز، دختری به نام نیکا وارد شد. نیکا کیف کولهپشتیاش پر از پیکسلهای رنگی بود، اما جای یک چیزی خالی بود. یک همراه همیشگی.
نیکا مستقیم به سراغ کرومی آمد. او را در دست گرفت و فشار داد. گرمای کاموا به دستهای سرد نیکا منتقل شد.
نیکا لبخند زد و زمزمه کرد: «تو دقیقا همونی هستی که لازم دارم. یه کوچولوی شرور ولی مهربون.»
حالا کرومی بافتنی، جایگاه ویژهای داشت. او به زیپ جلویی کولهپشتی نیکا وصل شده بود. زندگی به عنوان یک آویز بافتنی هیجانانگیز بود! وقتی نیکا میدوید تا به اتوبوس برسد، کرومی توی هوا تاب میخورد و حس پرواز داشت. وقتی نیکا توی کافه درس میخواند، کرومی روی میز مینشست و با آن لبخند شیطنتآمیزش به کتابها زل میزد، انگار میخواست بگوید: “بیخیال درس، بیا بریم کارهای هیجان انگیز کنیم!”
قدرت جادویی کاموا
یک روز بارانی، نیکا غمگین بود. امتحانش را خراب کرده بود. او روی نیمکت پارک نشسته بود و به زمین نگاه میکرد. دستش بیاختیار رفت سمت کولهپشتی و به کرومی برخورد کرد. بافت نرم و برجستهی عروسک، زیر انگشتان نیکا حس آرامش عجیبی ایجاد کرد. انگار کرومی داشت با زبان بیزبانی میگفت: “هی! گریه نکن. ما قویتر از این حرفاییم. پاشو بریم یه نقشه جدید بکشیم!”
نیکا به صورت بافتنیِ کرومی نگاه کرد. آن جمجمهی کوچک روی کلاهش انگار داشت چشمک میزد. نیکا خندید، اشکهایش را پاک کرد و گفت: «حق با توئه کرومی.» کرومی بافتنی فهمید که لازم نیست برای “خفن” بودن حتما بزرگ یا ترسناک باشد.
حالا او فقط یک عروسک بافتنی نبود؛ او کرومی، همسفر همیشگی و یک محافظ کوچک، نرم و بنفش بود که با هر تکان کولهپشتی، به دنیا نشان میداد که صاحبش هم سلیقهی خاصی دارد و هم روحیهای تسلیمناپذیر…
نقد و بررسیها
پاککردن فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.