عروسک
348.000 تومان
انتخاب گزینهها
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
| جنس | کاموا درجه یک ضد حساسیت |
|---|---|
| اندازه | 12 سانتی متر |
| مواد پر کننده | الیاف نرم و ضد حساسیت |
| جزئیات | دست بافت با عشق |
| قابلیت شست و شو | دارد, شست و شو با آب سرد |
| ویژگی ها | مناسب آویز, مناسب بازی, مناسب دکور, مناسب سر کلیدی, مناسب هدیه |
| زمان آماده سازی در صورت پیش خرید | 3 تا 5 روز |
518.000 تومان قیمت اصلی 518.000 تومان بود.490.000 تومانقیمت فعلی 490.000 تومان است.
امکان تحویل اکسپرس
24 ساعته، 7 روز هفته
امکان پرداخت در محل
هفت روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
بع خان و بع ناز – جنتلمن و با وقار
در میان قفسهای ساکت، جایی بین عطر چوب و کاموا و صدای آرام رفت و آمد آدمها، دو گوسفند بافتنی کنار هم نشسته بودند؛ « بع خان و بع ناز »
آنها از کاموا ساخته شده بودند،اما دلشان از چیز دیگری بود. از صبر، از انتظار، از امید دیدهشدن
بع خان یک گوسفند بافتنی معمولی نبود. او یک جنتلمن واقعی بود. پشمهایش همیشه به شکلی باورنکردنی تمیز و مرتب بود، گویی هر روز صبح آنها را با دقت شانه میکرد. به جای زنگولهای پر سر و صدا، یک پاپیون کوچک و شیک پارچهای به گردنش میبست.
بع ناز گوسفندی باوقار بود. پشمهایش نه تنها از بقیه سفیدتر و پفدارتر بود، بلکه همیشه به نظر میرسید که باد آنها را با وسواسی هنرمندانه شانه کرده است. وقارش از غرور و تکبر نبود شبیه آغوش بود، محکم، بیصدا و امن که با قدرتی درونی در لحظات سخت، به شجاعت و مهربانی تبدیل میشد. بع ناز گوسفند آرام و ساکتی بود، عجله نداشت و میدانست بعضی چیزها با صبر زیباتر میشوند؛ مثل دوستداشتن. اما بع خان میدانست که در زیر آن ظاهر آرام، قلبی به استواری یک صخره و به گرمی آفتاب پنهان است.
بع خان همیشه کمی جلوتر مینشست؛
نه از غرور، بلکه از مراقبت
انگار میخواست سپری باشد برای جهان کوچکی که کنارش نفس میکشید.
جنتلمن بودنش در تعارفهای آرامش بود،
در سکوتهایی که جا میداد به حرفهای بع ناز،
در نگاهی که میگفت: «من هستم»
روزها میگذشت.
آدمها میآمدند، نگاه میکردند، میرفتند.
و هر بار که دستی به سمت قفسه دراز میشد،
دل کاموایی بع خان و بع ناز کمی میلرزید.
نه از ترس رفتن…
بلکه از ترس جدا شدن.
تا این که روزی کودکی با چشمهایی پر از رویا مقابلشان ایستاد.
مدتی طولانی نگاهشان کرد؛
انگار چیزی را میفهمید که دیگران نمیدیدند.
آرام گفت:
« این دوتا با هم حرف میزنن… نباید از هم جدا بشن »
و همین جمله کافی بود تا از آن روز به بعد،
بع خان و بع ناز دیگر فقط یک عروسک نباشند
تکیهگاهی شدند برای شبهایی که دل کودک میگرفت.
مرهم شدند برای اشکهایی که بیصدا میچکید.
آنها یاد گرفتند که دوستداشتن، یعنی ماندن…
یعنی حتی وقتی نخهایت کمی شل میشود، باز هم کنار هم باشی.
و هر شب،
وقتی چراغ خاموش میشد و جهان آرام میگرفت،
بع خان آهسته نزدیکتر مینشست،
و بع ناز با همان وقار گرمش،
سکوت را پر از آرامش میکرد.
بعضی عشقها پر سر و صدا نیستند:
بافته میشوند، گره میخورند و آرام، برای همیشه میمانند
نقد و بررسیها
پاککردن فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.