تصویر دسته بندی نخ و کاموا

عروسک بافتنی پاچا – هاپو تپلو

ویژگی ها
جنسکاموا درجه یک ضد حساسیت
اندازه10 سانتی متر
مواد پر کنندهالیاف نرم و ضد حساسیت
جزئیاتدست بافت با عشق
قابلیت شست و شودارد, شست و شو با دست, شست و شو با ماشین لباس شویی
ویژگی هامناسب آویز, مناسب بازی, مناسب دکور, مناسب هدیه
زمان آماده سازی در صورت پیش خرید3 تا 5 روز
رنگآبی, صورتی
فروشنده

246.000 تومان

امکان تحویل اکسپرس

24 ساعته، 7 روز هفته

امکان پرداخت در محل

هفت روز ضمانت بازگشت کالا

ضمانت اصل بودن کالا

عروسک بافتنی پاچا

روی طاقچه لم داده بود و از لای پنجره، به دانه های برف نگاه میکرد که آرام روی شاخه های درخت خشکیده توت می نشستند. پاچا سگی بود با دو تا گوش که مثل دو تکه کلوچه آویزان بود و یک جفت چشم مشکی براق که همیشه خیره می ماندند. مادر بزرگ او را برای نوه اش، سارا، بافته بود. روزی که سارا به دنیا آمد، مادر بزرگ تا صبح بیدار ماند و پاچا را با عشق قلاب زد.او یک عروسک بود که به شکل آویز ساخته شده بود تا کنار تخت سارا هر روز برایش برقصد.

سارا دیگر بزرگ شده بود. دیگر نه با پاچا تاب بازی می کرد، نه برایش قصه می گفت. او را گذاشته بود روی طاقچه، کنار گلدان شمعدانی و عکس پدربزرگ که چند سال پیش فوت کرده بود. سارا بزرگ شده بود ولی یادگاری مادربزرگش و دوست و همراه همیشگی زمان کودکی اش را هیچ وقت فراموش نمی کرد. گاهی می آمد و گرد و غبار روی پاچا را با دست می کشید و لبخند میزد و پاچا با همان لبخندها خیلی خوشحال می شد.

تا این که یک روز برف سنگینی آمد. باد شدیدی می وزید و دانه های برف از لای درز پنجره به داخل می ریختند. آن شب سارا با پدر و مادرش رفته بودند خانه مادربزرگ و او تنها روی طاقچه مانده بود.

سوز سردی از لای پنجره می آمد و کم کم سردش شد. پاچا تا آن روز سرما را حس نکرده بود. انگار نخ هایش می لرزیدند. ته دلش احساس کرد که اگر پنبه هایش خیس شوند، چه بلایی سرش می آید.

برف از لای درز پنجره بیشتر می آمد و کم کم روی پنجره نشست. نگاه میکرد و نمی توانست تکانی بخورد. ناگهان گربه همسایه که از سوراخ پشت بام آمده بود داخل، روی طاقچه پرید. پاچا از آن گربه خوشش نمی آمد. گربه همیشه با چشمهای سبزش به او خیره میشد، انگار می خواست بگوید تو فقط یک تکه نخ هستی.

آن شب اما گربه مهربان تر به نظر می رسید. گربه کنارش نشست، دم پشمالویش را دور خودش و پاچا حلقه کرد. گرم شد و احساس کرد گربه او را دوست دارد. تا صبح گربه کنارش ماند اما پاچا نخوابید و تمام شب به برف نگاه کرد و به گربه ای که آمده بود تا تنهایی اش را پر کند.

صبح که سارا برگشت، او را دید که روی طاقچه است، اما گربه نبود. رد پنجه هایش روی برف نشسته بود. سارا او را برداشت، حسابی بغلش کرد و گفت: “نکنه تنهایی ترسیده باشی؟  پاچا دوست داشت بگوید نه، من تنها نبودم. گربه همسایه با من بود. اما فقط نگاه میکرد.

از آن روز سارا دوباره او را موقع خواب بغل می کرد و برایش لالایی می گفت . او شبها توی تخت گرم سارا، به گربه همسایه فکر میکرد و ته دلش برایش دست تکان میداد.

پاچا یاد گرفته بود که گاهی برای مهربانی کردن، لازم نیست حتما آدم باشی. گاهی یک گربه ولگرد هم می تواند یک شب، یک سگ بافتنی را از تنهایی نجات بدهد.

0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عروسک بافتنی پاچا – هاپو تپلو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

246.000 تومان