تصویر دسته بندی نخ و کاموا

آویز عروسکی میشی و میشا – تپلوهای فرفری

ویژگی ها
جنسکاموا درجه یک ضد حساسیت
اندازه12 سانتی متر
مواد پر کنندهالیاف نرم و ضد حساسیت
جزئیاتدست بافت با عشق
قابلیت شست و شودارد, شست و شو با آب سرد
ویژگی هامناسب آویز, مناسب بازی, مناسب دکور, مناسب سر کلیدی, مناسب هدیه
زمان آماده سازی در صورت پیش خرید3 تا 5 روز
فروشنده

محدوده قیمت: 215.000 تومان تا 410.000 تومان

امکان تحویل اکسپرس

24 ساعته، 7 روز هفته

امکان پرداخت در محل

هفت روز ضمانت بازگشت کالا

ضمانت اصل بودن کالا

میشی – گوسفند بافتنی فرفری

توی یک سبد حصیری کنار پنجره‌ی اتاق، یک عروسک کوچولو زندگی می‌کرد. اسمش میشی بود؛ یک گوسفند بافتنی که پشم‌های فرفری و نرم داشت. او را مادربزرگ با دستان مهربانش بافته بود و هر گره‌ی پشمش پر از قصه و عشق بود.

اما او یک آرزوی بزرگ داشت؛ دلش می‌خواست مثل گوسفندهای واقعی بدود، بازی کند و زنگوله‌ای دور گردنش داشته باشد. یک شب که همه خواب بودند، نسیم خنکی از پنجره داخل آمد. نور ماه روی پشم‌های فرفری اش افتاد و ناگهان… یک اتفاق جادویی افتاد! میشی احساس کرد پاهای کوچکش تکان می‌خورند.

آرام از سبد بیرون پرید. اول کمی لق خورد، چون بالاخره یک عروسک بافتنی بود! اما بعد یاد گرفت چطور روی پاهای پشمی‌اش بایستد. قل خورد و خندید و آرام گفت: «بععع… من می‌تونم راه برم!»

میشی از اتاق بیرون رفت و به آشپزخانه رسید. آنجا با قاشق چوبی دوست شد، روی فرش سر خورد و حتی با گلدان کنار پنجره درباره‌ی ستاره‌ها حرف زد. اما وقتی صدای تیک‌تاک ساعت بلندتر شد، دلش کمی گرفت.فهمید که خانه‌ی واقعی‌اش همان سبد حصیری کنار پنجره است. همان‌جایی که هر روز دختر بچه‌ی خانه او را بغل می‌کند و با خودش به سفرهای خیالی می‌برد.

میشی قبل از طلوع خورشید به سبدش برگشت، خودش را جمع کرد و دوباره آرام و بی‌حرکت شد. وقتی صبح شد، دختر کوچولو او را بغل کرد و گفت: «صبح بخیر میشی! دیشب خواب دیدم با هم بازی می‌کردیم!»
و میشی، با اینکه تکان نمی‌خورد، در دلش لبخند زد. چون می‌دانست جادوی واقعی، نه در راه رفتن، بلکه در دوست داشته شدن است.

از آن روز به بعد، یک جادو به او داده شد:

پس هر وقت نور ماه روی پشم‌های فرفری میشی می‌افتد، شاید اگر خوب گوش بدهی، صدای آرام یک «بععع» کوچولو را بشنوی…

 

میشا – گوسفند تپلو

یک روز بارانی پاییزی، روی طاقچه‌ کنار پنجره، عروسک بافتنی تپلی نشسته بود که اسمش میشا بود.او از نخ های قهوه‌ای نرم بافته شده بود. روی موهای بافتنی‌اش یک گل سر صورتی کوچولو داشت که وقتی نور آفتاب به آن می‌خورد، برق می‌زد.

میشا دل بزرگی داشت، اما یک آرزوی کوچولو هم ته دلش قایم کرده بود:
می‌خواست یک بار هم که شده، بیرون از خانه را ببیند.
هر روز از پشت شیشه به حیاط نگاه می‌کرد؛ به گنجشک‌هایی که روی شاخه‌ها می‌پریدند و به برگ‌هایی که با باد می‌رقصیدند. با خودش می‌گفت:
«ای کاش من هم می‌توانستم مثل آن‌ها دنیا را ببینم.»
یک عصر، دختر کوچولویی که صاحب میشا بود، او را برداشت و گفت:
«میشا! امروز با هم می‌رویم پارک.»

دل کاموایی اش از ذوق گرم شد. برای اولین بار باد واقعی را روی گل سر صورتی‌اش حس می کرد. وقتی با دختر روی تاب نشست، صدای خنده‌ دختر کوچولو با صدای خش‌خش برگ‌ها چقدر او را خوشحال کرده بود. میشا فهمید دنیا فقط همان طاقچه‌ی کنار پنجره نیست؛ دنیا پر از صدا، رنگ و دوستی است.

در پارک، پسربچه‌ای گریه می‌کرد. دختر کوچولو، میشا را برای چند دقیقه به او داد. پسربچه آرام شد و لبخند می زد. همان لحظه، او فهمید مهم‌ترین کارش چیست و با خودش گفت :
من برای دیدن دنیا ساخته نشده ام؛ من برای شاد کردن دل‌ها بافته شده ام

از آن روز به بعد، هر وقت کسی غمگین می‌شد، میشا با گل سر صورتی‌اش کنار او می‌نشست. شاید او فقط یک عروسک تپل با پشم قهوه‌ای بود، اما قلبش از همه‌ی آدم‌بزرگ‌ها بزرگ‌تر بود. و هر شب، وقتی دوباره روی طاقچه می‌نشست، دیگر آرزویی نداشت.

چون می‌دانست هر جا که باشد، اگر بتواند لبخند بسازد، همان‌جا بهترین جای دنیاست

 

میشی و میشا و راز نشان های جادویی

میشی و میشا دو گوسفند بافتنی با پشم‌های قهوه‌ای نرم بودند. چشم‌هایشان از دکمه‌های براق درست شده بود و روی سینه هایشان یک نشان جادویی داشتند.

یک شب که همه خواب بودند، نشان جادویی میشا شروع کرد به درخشیدن!
میشی با تعجب گفت:
«میشااا! شکمت چراغ شده!»
میشا هول شد:
«چی؟! نکنه دارم باز می‌شم؟ نخ‌هام شل شده؟!»

اما نور نشان کم‌کم روی دیوار اتاق یک نقشه‌ی کوچک نشان داد! نقشه تا زیر تخت ادامه داشت.
میشی که عاشق ماجراجویی بود گفت:
«این یعنی گنج!»
میشا گفت:
«شاید هم یعنی دردسر…»

اما بالاخره با هم راه افتادند. قل خوردند، از روی دمپایی پریدند، از کنار عروسک خرسی رد شدند و رسیدند زیر تخت.
آنجا یک جعبه‌ی قدیمی بود. وقتی هلش دادند، درش باز شد و داخلش پر بود از تکه‌های نخ رنگی، دکمه‌های جورواجور و یک قلاب چوبی کوچولو بود.

میشا آه کشید:
«این‌ها وسایل بافتن ماست… یعنی ما تنها نیستیم؟»
همان موقع از گوشه‌ی جعبه یک توپ نخ صورتی تکان خورد و یک بره‌ی بافتنی کوچولو بیرون غلتید!
او گفت:
«سلام… من هنوز کامل بافته نشدم.»
میشی ذوق کرد:
«پس ما باید کمکت کنیم!»

آن دو تمام شب با همان نخ‌ها کار کردند. میشی با دقت نخ‌ها را مرتب می‌کرد و میشا آن‌ها را دور هم می‌ بافت. صبح که شد، یک گوسفند بافتنی کوچولوی صورتی آماده بود. نشان جادویی میشا دوباره برق زد… اما این بار آرام و گرم.

میشا لبخند زد:

«فهمیدم چرا نشان روشن می شود. ما برای پیدا کردن گنج نرفتیم… برای کامل کردن یک دوست رفتیم.»

از آن روز به بعد، هر وقت یکی از اسباب‌بازی‌های خانه گوشه‌ای تنها می‌ماند، نشان های جادویی کمی برق می‌زدند…

و میشی و میشا می‌دانستند یک ماموریت تازه شروع شده

0 بررسی
0
0
0
0
0

نقد و بررسی‌ها

پاک‌کردن فیلترها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آویز عروسکی میشی و میشا – تپلوهای فرفری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محدوده قیمت: 215.000 تومان تا 410.000 تومان

محصولات مشابه
عروسک بافتنی گوسفند جنتلمن به اسم بع خان
عروسک بافتنی گوسفند جنتلمن با موهای فرفری
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
عروسک بافتنی بع خان و بع ناز گوسفندان اصیل
-5%
عروسک بافتنی گوسفند جنتلمن به اسم بع خان
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

آویز عروسکی بع خان و بع ناز

قیمت اصلی 518.000 تومان بود.قیمت فعلی 490.000 تومان است.